هنر و تئاتر


شعری شبانه برای دوستانم .... / برای بازداشت شده گان روز کارگر

عادت هر روزمان شده که وقتی صفحه ی اول سایت ها را باز می کنیم، خبر بازداشت یکی دیگر از دوستانمان را ببینیم ... و این بار هم نوبت به چند نفر دیگر از دوستانم رسیده است و چه زیبا و غم انگیز نیکزاد در یکی از نوشته هایش گفته بود که ما نوبت خود را انتظار می کشیم، بی هیچ خنده ای! (1)

بالاخره نوبت فرا رسید ... گویی دل نگرانی هم بخشی از زندگی همه ما شده است ... و من باز هم دل نگرانم ... دل نگران طه مهربان که هربار که می دیدمش با خنده های انرژی بخش اش من را در همه ی با هم بودن هایمان از جمع آوری امضا تا مراسم 8 مارس همراهی می کرد و پشتکار تحسین برانگیز او برای برابری و تلاش فراوانش برای سخن گفتن از نابرابری ها برای پیمودن راه پر فراز و نشیب مان همواره برایم آرامش بخش و ستودنی بود ....

من دل نگران نیکزاد گل و مهربانم هستم که با جدیت و استواریش در همه جا محافظ و مراقب ما بود اما این بار خود در جایی است که چندی پیش گفته بود ما نوبت خود را به انتظار می کشیم ، بی هیچ خنده ای !

من دل نگران امیر و پوریا و جلوه و کاوه هستم.

من دل نگران کارگران سرزمینم هستم که با زحمت و تلاش فراوان زندگی خود را می چرخانند و امروز در جایی هستند که نباید باشند ... و من غمگینم از اینکه حرمت دستان زحمت کشیده شان شکسته شد و با اندوهی فراوان تا صبح برای این دستان و بی حرمتی به آنان گریستم ...

من از این همه رنج و درد و نگرانی گریستم و هنوز دل نگران کسانی هستم که تا چندی دیگر به جرم انسانیت و برابری خواهی در بند اسیر خواهند شد...

(1) و ما نوبت خود را انتظار می کشیم، بی هیچ خنده ای!؛ نیکزاد زنگنه

منبع : تغییر برای برابری


یک عاشق تئاتر

دوستای خوبم ، مادرای مهربون کمپینی ام الان پشت دیوارهای بلند اوین سرد هستن!!

بازداشت بیش از ۱۰ نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا

خبرنامه امیرکبیر: امروز اعضای کمپین یک میلیون امضا قصد داشتند به مناسبت سال نو، با خانواده های نریمان مصطفوی از دانشجویان بازداشت شده پلی تکنیک، منصور اسانلو و زهرا بنی یعقوب ملاقات کنند، اما ماموران انتظامی و لباس شخصی بیش از ۱۰ نفر از آنان را بازداشت کردند.

گزارش سایت تغییر برای برابری در این زمینه در ادامه آمده است: 

ظهر  ششم فروردین، بیش از ۱۰ نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا در خیابان سهروردی تهران بازداشت شدند.

امروز پنج شنبه، قرار بود جمعی از اعضای کمپین و چند نفر از مادران صلح برای عرض تبریک سال نو به دیدن خانواده برخی از زندانیان و همچنین خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب به منزل آنان بروند. به این منظوردقایقی بعد از ساعت ۲ و نیم بعد از ظهرهنگامی که همگی سر قرار، ابتدای خیابان سهرودی جنب پل سید خندان، حاضر شدند و قصد حرکت داشتند توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت و به کلانتری نیلوفر منتقل شدند.

هم اکنون خانواده های تعدادی از بازداشت شدگان در مقابل کلانتری نیلوفر برای پیگیری وضعیت آنان حاضر هستند اما هیچ گونه پاسخ مشخصی نگرفته اند.

به گفته خانواده ها، خدیجه مقدم، فرخنده احتسابیان، دلارام علی، لیلا نظری محبوبه کرمی و از مردان کمپین علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی و چند نفر دیگر ازجمله بازداشت شدگان هستند.

یکی از حاضران در این خصوص به تغییر برای برابری گفت “با تعدادی از دوستان قرار گذاشته بودیم برای بازدید و تبریک سال نو به دیدار خانواده های زندانیان برویم. به محل قرار که رسیدیم ون نیروی انتظامی با تعدادی از افراد لباس شخصی در حال عکس و فیلم گرفتن از ما و پلاک ماشین هایمان بودند. اتومبیل ما زودتر راه افتاد. در مسیر بودیم که دوستان مان خبر دادند که آنها را بازداشت کرده می خواهند به کلانتری نیلوفر منتقل کنند. "

***********

انتقال فعالان دانشجویی و زنان کمپین یک میلیون امضا به زندان اوین

خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته جمعی از فعالان کمپین یک میلیون امضا قصد داشتند به مناسبت سال نو به دیدار خانواده های برخی از زندانیان از جمله نریمان مصطفوی، دانشجوی دربند پلی تکنیک، منصور اسانلو زهرا بنی یعقوب بروند که ماموران انتظامی و لباس شخصی ۱۲ نفر از آنان را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند.

در میان بازداشت شدگان علی عبدی و محمد شوراب از اعضای دفتر تحکیم وحدت و همچنین امیر رشیدی از اعضای سازمان ادوار تحکیم حضور دارند که از فعالان و حامیان کمپین یک میلیون امضا هستند. خدیجه مقدم، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی، فرخنده احتسابیان، بهارا بهروان، آرش نصیری اقبالی، شهلا فروزانفر و ثریا یوسفی از دیگر بازداشت شدگان می باشند.

کمپین بین المللی حقوق بشر با انتشار بیانیه ای ضمن اعتراض به این بازداشت ها خواستار آزادی فوری این فعالان حقوق زنان شد. متن این بیانیه را در این لینک می توانید بخوانید.


تغییر برای برابری: انتقال ۱۲ نفر از فعالان کمپین یک میلیون امضا و مادران صلح به زندان اوین

اطلاعات دریافتی از خانواده های ۱۲ نفر از اعضای کمپین و مادران صلح که امروز بازداشت شده اند حاکی از آن است که قاضی متین راسخ، با تفهیم اتهام اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان برای این افراد قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی صادر کرده و تمامی بازداشت شدگان پس از بازجویی در کلانتری نیلوفر به زندان اوین منتقل شده اند.

بازداشت شدگان که طی تماس تلفنی با خانواده های خود این موضوع را به اطلاع ایشان رسانده اند، گفته اند قرار کفالت تنها با فیش کارمندی پذیرفته خواهد شد، اما مدت کوتاهی پس از این تماس قاضی پرونده، شعبه یکم بازپرسی ویژه امنیت واقع در جنب زندان اوین را ترک کرده است.

خانواده های بازداشت شدگان که تا آخرین ساعات پنچ شنبه در مقابل کلانتری های گلوبندک، نیلوفر، بازداشتگاه وزرا و زندان اوین سرگردان بوده اند همچنین می گویند که فرصت چندانی برای پیدا کردن ضامن کارمند نداشته و با توجه به تعطیلی آخر هفته درعمل گونه پیگیری تا شنبه بی نتیجه خواهد بود.

خدیجه مقدم، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی، فرخنده احتسابیان، بهارا بهروان، علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و همچنین شهلا فروزانفر، ثریا یوسفی از مادران صلح ظهر روز پنچ شنبه ششم فروردین، پیش از آن که موفق به دیدار نوروزی باخانواده های برخی از زندانیان و خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب شوند بازداشت شده اند.

بی بی سی: بازداشت چند فعال حقوق زنان در تهران

گزارش شده است که روز پنجشنبه ششم فروردین، بیش از ۱۰ نفر از اعضای “کمپین یک میلیون امضا” در خیابان سهروردی تهران بازداشت شدند.

بر اساس گزارشها، قرار بود جمعی از فعالان برای تبریک سال نو به دیدن خانواده های برخی از زندانیان به منازل آنان بروند. اما هنگامی که همگی سر قرار، در ابتدای خیابان سهرودی و جنب پل سید خندان حاضر شدند توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت و به کلانتری نیلوفر منتقل شدند.

گزارش شده که بازداشت کنندگان از افراد “لباس شخصی” ( ماموران بدون نشان) بودند که با خودروهای نیروی انتظامی به محل قرار فعالان حقوق زنان رفته بودند.

خانواده های تعدادی از بازداشت شدگان در مقابل کلانتری نیلوفر برای پیگیری وضعیت آنان حاضر شدند، اما به گفته پروین اردلان، یکی از اعضای کمپین، همه بازداشتیان از کلانتری به زندان اوین فرستاده شدند.

به گفته خانواده ها، خدیجه مقدم، فرخنده احتسابیان، دلارام علی، لیلا نظری محبوبه کرمی و از مردان کمپین علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب و آرش نصیری اقبالی از جمله بازداشتیان هستند.

خانم اردلان به بی بی سی گفته است که به دلیل عدم حضور قاضی کشیک در زندان اوین افراد بازداشت شده حد اقل تا روز شنبه در زندان خواهند ماند.

برخی فعالان می گویند که زنان در زمینه طلاق، وراثت، سرپرستی کودک و برخی از دیگر جنبه های زندگی اجتماعی با تبعیض های قانونی روبرو هستند که از آنها شهروندان درجه دو می سازد. 

دولت ایران تبعیض علیه زنان را رد می کند و می گوید زنان ایرانی در برابر فرهنگ غربی و بدل شدن به نمادهای جنسی محافظت می شوند.


رادیو فردا: شماری از فعالان حقوق زنان در تهران بازداشت شدند

ماموران نیروی انتظامی روز پنجشنبه بیش از ده تن از اعضای کمپین یک میلیون امضاء را در خیابان سهروردی تهران بازداشت کردند.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، در این زمینه به رادیو فردا گفت: امروز تعدادی از مادران صلح قرار گذاشته بودند تا برای دیدار نوروزی به دیدار خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب بروند زیر پل سید خندان که محل قرار آنها بود قبل از حرکت بازداشت شدند.

وی افزود: از بین بازداشت شدگان من وکالت خدیجه مقدم، دلارام علی و مریم زندی را به عهده دارم و حتما در اولین فرصت نسبت به اعلام وکالت و پیگیری حقوقی پرونده آنها اقدام خواهم کرد. 

بر اساس گزارش های منتشره، افراد بازداشت شده که در میان آنها نام چند مرد نیز به چشم می خورد به کلانتری میدان نیلوفر تهران منتقل شده اند.

از جمله بازداشت شدگان می توان به محبوبه کرمی، لیلا نظری، فرخنده احتسابیان، علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب و آرش نصیری اقبالی اشاره کرد.

خانم ستوده اظهار داشت: «افراد بازداشت شده هنوز در کلانتری میدان نیلوفر هستند و من امیدوارم که این اشتباه رخ داده هر چه زودتر جبران شود و به آزادی این خانم ها اقدام شود.» 

دستگیری اعضای کمپین یک میلیون امضاء در روز تعطیل صورت گرفته است و احتمال می رود که بازداشت آنها ادامه یابد.

ولی نسرین ستوده می گوید: «ماموران انتظامی موظفند که قبل از فوت وقت و به محض اینکه دستور قضایی برای آزادی آنها صادر شود حتی در ساعات تعطیلی و حتی نیمه شب نسبت به آزادی آنها اقدام کنند.»

این وکیل دادگستری اواخر شب پنجشنبه در گفت و گوی دیگری با رادیو فردا خبر داد که افراد دستگیر شده به زندان اوین منتقل شده اند. 

هدف از کمپین یک میلیون امضا - که نزدیک به دو سال پیش توسط تعدادی از فعالان حقوق زن در ایران راه ‌ اندازی شد- جمع ‌آوری یک میلیون امضا از زنان و مردان ایرانی برای رفع به گفته مسئولان این کمپین «تبعیض‌ های قانونی علیه زنان ایرانی» است.

بازداشت تعدادی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در ایران یک روز پس از آن صورت می گیرد که یک بنیاد فمینیستی در آمریکا «جایزه سراسری زنان» خود را به آن اعطاء کرد.

کمپین یک میلیون امضاء قصد دارد که پس از جمع آوری امضاء ها از مجلس شورای اسلامی درخواست کنند که در قوانین مربوط به زنان بازنگری کند.

اعضای این کمپین در دو سال گذشته بارها از سوی ماموران امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و شماری از آنها نیز بازداشت شدند.

مقام های قضایی جمهوری اسلامی فعالان این کمپین را متهم کرده که قصد «براندازی نرم» دارند ولی فعالان حقوق زنان این اتهام را رد کرده و هدف خود را رفع تبعیض از زنان در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دانسته اند.


یک عاشق تئاتر

نفیسه آزاد عضو کمپین یک میلیون امضا آزاد شد

تغییر برای برابری- نفیسه آزاد عصر امروز، چهارشنبه از بازداشت گاه وزرا با قرار کفالت 500 میلیون ریالی آزاد شد.

شعبه اول امنیت دادگاه انقلاب تهران با تبدیل قرار بازداشت به کفالت این عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت موقت وی را پایان داد.

آزاد، یازدهم ماه جاری در منظقه کوهستانی توچال بازداشت شد. این بازداشت در حالی بود که وی برای همراهی با دو عضو دیگر کمپین و برای اقناع پلیس همراه ایشان رفت. اتهامی که در جریان بازجویی های طولانی به آزاد تفهیم شده است، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بوده است و این در حالی است که طبق قوانین کشور ایران جمع آوری امضا جرم محسوب نمی شود.

دیگر رسانه ها

نفیسه آزاد عضو کمپین یک میلیون امضا، آزاد شد/مدرسه فمینیستی

یورش ماموران به منزل یک عضو کمپین یک میلیون امضا/بی بی سی

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد/کانون ره آورد

تفتیش منزل نفیسه آزاد عضو کمپین یک میلیون امضا/بامداد خبر

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد/گویانیوز

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد/ خبرنامه امیرکبیر

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد/پیک ایران

نفیسه آزاد از اعضای کمپین یک میلیون امضاء بازداشت شد/رادیو فردا

آزاد و دربند... /گورین ئه‌را یه‌کسانی

نفیسه آزاد را فورا" آزاد کنید/عصرنو

بازداشت فعالان حقوق زن در حالی که برای تغییر قوانین تبعیض آمیزامضا جمع آوری می کردند/کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

نفیسه آزاد است حتی در بند / کمپین یک میلیون امضا در کرمان

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند، /گویا نیوز

دستگیری سه عضو کمپین یک میلیون امضا/رادیو زمانه

سه عضو کمپین یک میلیون امضاء در بازداشت بسر می برند

بازداشت و انتقال اعضای کمپین یک میلیون امضا به بازداشتگاه وزرا! /کمیته گزارشگران حقوق بشر

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/خبرنامه امیرکبیر

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/شبکه همبستگی زنان

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند /مدرسه فمنیستی

نفیسه آزاد و دوعضو دیگر کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/کانون زنان ایرانی

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/ایران پرس نیوز

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند /پیک ایران

بازداشت چند تن از اعضای کمپین تغیر برای برابری/مجموعه فعالان حقوق بشر

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/عصر نو

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/اخبار روز

سه عضو کمپین یک میلیون امضا در بام تهران بازداشت شدند/ادوار نیوز

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/ره آورد

دستگیری چند تن دیگر از فعالان کمپین در تهران/ وبلاگ پرتو نوری علا


یک عاشق تئاتر

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد

تغییر برای برابری: ماموران دادسرای ویژه امینت دادگاه عمومی و انقلاب تهران ظهر امروز با هجوم به منزل نفیسه آزاد وسایل شخصی وی و همخانه های او را با خود برده اند. طی این تفتیش وحید ملکی (همسر نفیسه) و الناز انصاری، دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و در مدت تفتیش منزل بر دست های وحید ملکی دستبند زدند.

نفیسه دانشجواست و به همراه دوتن از دوستانش در تهران زندگی می کند و همسر او برای پی گیری وضعیت بازداشت نفیسه از اصفهان به تهران آمده است. او از جمعه 11 بهمن در بازداشتگاه وزرا بسر می برد. طی این تفتیش خشونت آمیز ماموران که سه تن بودند بخشی از وسایل شخصی نفیسه آزاد و همچنین لب تاب و جزوه های کاری الناز انصاری و آیدا سعادت را با خود بردند. نفیسه آزاد با این دو عضو کمپین در یک خانه زندگی می کند.

مقاومت الناز انصاری برای عدم تفتیش لوازم و ضبط لب تاب وی با کتک کاری ماموران همراه شد و ماموران به زور این وسایل را با خود بردند. دخالت آقای ملکی برای ممانعت از کتک زدن الناز انصاری نیز منجر به ضرب و جرح وی شد که ماموران در خانه همسرش به او دستبند زدند.

لازم به ذکر است که در حکم تفتیش به صراحت اعلام شده بود تفتیش وسایل مربوط به نفیسه آزاد در رابطه با کمپین قابل بازرسی است.

از جمله مواردی که ارتباط به حکم نداشت ولی ضبط شد تعداد زیادی فیلم، کتاب، دفترچه های یادداشت شخصی و جزوه های کاری دیگر همخانه های نفیسه بود.

الناز انصاری در این باره می گوید:« وقتی ماموران به منزل مراجعه کردند به آنان توضیح دادم که نفیسه همخانه من و آیدا سعادت است و چون آنها فقط حکم تفتیش وسایل نفیسه آزاد را همراه داشتند، همسر نفیسه اتاق و وسایل مربوط به نفیسه را به آنان نشان داد. در هنگام تفتیش منزل، زنگ موبایلم به صدا در آمد و وقتی مشغول پاسخگویی بودم یکی از ماموران خواست که تلفن را قطع کنم. وقتی از این کار امتناع کردم با تهدید به سمت من حمله کردند و در این هنگام همسر نفیسه وارد ماجرا شد که ماموران به او حمله کردند و با زد و خورد به وی دستنبد زدند.»

الناز انصاری ادامه می دهد:« آنان سپس موبایلم را با زور و کتک گرفتند و بعد از آن لپ تاب من را هم با کتک و درگیری گرفتند. اصرارم مبنی بر این که لپ تاب متعلق به من است و نشان دادن فایل های ذخیره شده که همه به نام خودم بود فایده ای نداشت. اصرار من بر این مبنا بود که نام من و آیدا در حکم نبود و خواستار ارائه حکم برای وسایل خود بودم. در طول راه نیز همسر نفیسه جریان را به آنها گفته بود و آنها گفته بودند فقط وسایل نفیسه را بازرسی می کنیم و چیزی را هم قرار نیست با خود ببریم. ماموران حتی در هنگام ضبط وسایل متعلق به من و آیدا، همچنان به کتک زدن همسر نفیسه که دستبند به دست داشت ادامه می دادند.»

وی می گوید:«ماموران با توهین، تهدید و فحاشی همه وسایل خانه را به هم ریختند و تعداد زیادی دی وی دی، سی دی، نسخه های دستنویسی که برای کار تایپ در منزل گرفته بودم و کیف های من و آیدا و نفیسه را هم با خود بردند در حالی که در حکم نوشته بودند فقط وسایل و مدارک مربوط به کمپین باید مورد تفتیش و ضبط قرار گیرد..»

دیگر رسانه ها

تفتیش خشونت آمیز منزل نفیسه آزاد/پیک ایران

نفیسه آزاد از اعضای کمپین یک میلیون امضاء بازداشت شد/رادیو فردا

آزاد و دربند... /گورین ئه‌را یه‌کسانی

نفیسه آزاد را فورا" آزاد کنید/عصرنو

بازداشت فعالان حقوق زن در حالی که برای تغییر قوانین تبعیض آمیزامضا جمع آوری می کردند/کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

نفیسه آزاد است حتی در بند / کمپین یک میلیون امضا در کرمان

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند، /گویا نیوز

دستگیری سه عضو کمپین یک میلیون امضا/رادیو زمانه

سه عضو کمپین یک میلیون امضاء در بازداشت بسر می برند

بازداشت و انتقال اعضای کمپین یک میلیون امضا به بازداشتگاه وزرا! /کمیته گزارشگران حقوق بشر

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/خبرنامه امیرکبیر

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/شبکه همبستگی زنان

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند /مدرسه فمنیستی

نفیسه آزاد و دوعضو دیگر کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/کانون زنان ایرانی

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/ایران پرس نیوز

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند /پیک ایران

بازداشت چند تن از اعضای کمپین تغیر برای برابری/مجموعه فعالان حقوق بشر

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/عصر نو

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/اخبار روز

سه عضو کمپین یک میلیون امضا در بام تهران بازداشت شدند/ادوار نیوز

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند/ره آورد

دستگیری چند تن دیگر از فعالان کمپین در تهران/ وبلاگ پرتو نوری علا


یک عاشق تئاتر

مطلب آبی ، با خودکار آبی یه متعلق به یک دوست آبی

تغییر برای برابری: سه عضو کمپین یک میلیون امضا صبح امروز، جمعه در منطقه کوهستانی توچال تهران بازداشت شدند.

نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی و یکی دیگر ازهمراهان آنان هنگام جمع آوری امضا و گفتگو با مردم توسط پلیس کوهستان بازداشت شده و ساعاتی را در پاسگاه مستقر در کوهپایه گذراندند.

اعضای کمپین یک میلیون امضا پس از چند ساعت بازداشت در پایگاه یکم پلیس امنیت دربند ، عصر امروز به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند.

*********

خیلی ناراحتم!!!ناراحتم که چرا الان ٣ تا از دوستای خوبمون باید بازداشت بشن به جرم اینکه می خواهند قوانین نابرابر اصلاح بشه نه چیز دیگه ای!!!چرا ما باید برای کاری که اصلا جرم نیست و فقط یک حرکت اجتماعیه بازداشت بشیم!!! الان خودکار نفیسه تو دستمه ، خودکاری که قرار بود امروز یک عالمه امضاهای قشنگ بگیریم از مردم .... براشون از کمپین و اهدافمون بگیم .... بهشون بگیم  که نه کاری به سیاست داریم نه اقدامی انجام میدیم علیه امنیت ملی ، فقط می خوایم بگیم که ما هم انسانیم و حقوق برابر می خوایم ... !!!  زل زدم به خودکار آبی رنگ ...  و دارم به این فکر می کنم که نفیسه واقعا به چه جرمی الان بازداشته اصلا تعریفی از جرم نفیسه و اون ٢نفر دیگه دارن؟؟!!و امروز صبح رو در ذهنم مرور می کنم .... چقدر نفیسه انرژی خوبی بهم می داد امروز وقتی ٢تایی باهم داشتیم امضا جمع می کردیم .... اونقدر هم  مهربونه که آدم یک عالمه بهش علاقه مند میشه و جذب شخصیت مهربون و فوق العاده خوبش میشه ... اولین بارم بود که از نزدیک می دیدمش .... اما اونقدر صمیمی و راحت بود که سریع باهم جور شدیم ....  با شور و شوق زیاد کنار هم شونه به شونه راه می رفتیم تا با امضاهایی که یک دنیا به ما شادی و انرژی میده ، یک روز قشنگ دیگه رو رقم بزنیم و در ذهنمان ثبت کنیم !!نفیسه یکی از آن بی شمار یاران کمپینی است که خانواده بزرگ ما را تشکیل می دهند ... اعضای یک خانواده هم که هیچ وقت همدیگر را تنها نمی ذارن ... نفیسه هم امروز بیگرد را تنها نگذاشت تا مرام کمپینی ها همان مرام همیشگی باقی بمونه ... این مطلب را اول با خودکار آبی نفیسه روی کاغذ نوشتمش و بعد تایپش کردم تا مطلبی باشه با خودکار آبی حق خواهی یک یار برابری خواه کمپین و بعد تایپش کردم برای انتشار چون دلم نیامد یک مطلب مجازی باقی بماند که همه ما حقیقی هستیم و همه ما هستیم و قوی هستیم تا به برابری برسیم ... این نهایت کلام ماست ...


یک عاشق تئاتر

بخشی از شعر "مترسک هستی"

ما اینجا دختری می خواهد ......
کلمه ی " ضعیفه " را پاک کند
قطار فشنگ به گردن انداخته و
در آسمان ذهنش
در کوه های بلند روحش
طرحی نو برای مبارزه خلق می کند
آواز برای روح آزادی می خواند
شیرین جهانی/ترجمه از کردی : آوات مولایی

یک عاشق تئاتر

اومدم بعد این همه مدت ....

خب خب خب خب بالاخره اینجانب یعنی عاشق تئاتر تشریفشون رو بعد از این همه مدت آوردن و کلی حرف دارن براتون که فردا آخرین امتحانشو  به سلامتی پاس کرد میاد اینجا به خدمتتون می رسه زبان.... ولی خداییش دلمان خیلی تنگ شده بود برای اینجاها ...خب پس منتظر اینجانب بمونیداااااا!!! ... فعلا ما رفتیمچشمک  


یک عاشق تئاتر

پست خودمونی من درباره آنا(استاد اقبال نژاد!)/استاد خوب بدن و بازیگری

الان تقریبا یک هفته ای میشه که کلاس استاد اقبال نژاد(آنا جونمقلب!!!) تموم شدهناراحت!!!و همه ی ما دلتنگ روزهای قشنگ و پر از خاطرات شیرین کلاس آنا هستیم....آنا برای من نماد یک زن کامل،مقتدر،هنرمند و با دلی صاف و مهربونه که هیچ وقت چیزایی رو که در حیطه ی هنر تئاتر و زندگی به من یاد داد رو فراموش نمی کنم!!!!آنا به من یاد داد که چطور خودم رو باور داشته باشم و از نداشته هایم ، داشته هایی به یاد ماندنی و ماندگار بسازم...یادمه یک بار سر کلاسش قرار بود اتود موسیقی بزنیم و بدنمون در راستای موسیقی انتخابیمون حرکت کنه و با ناخودآگاهمون یک داستانی رو طرح ریزی کنیم و طبق اون داستان با بدن حرکاتی را که از ناخودآگاهمون نشات می گیره  ایجاد کنیم...من  اولین نفری بودم که اتود زدم ...آنا به هیچ وجه از ارائه ی اتود و شیوه ی اجرایی من راضی نبود...کلی دعوام کرد....اونم از روی دلسوزی و علاقه ی زیاد....شاید برای اولین بار بود که دعوا کردن یک استاد اونقدر در من تاثیر گذاشت که شب گریه کردم تو تنهاییم...اما این گریه ی من به این معنا نبود که چرا استاد منو دعوا کرده!!!بلکه به خاطر این بود که چرا نتونستم کاری رو ارائه بدم که آنای مهربون و خوبم از من راضی باشه...اما یک مسئله ای کاملا در ذهنم حک شد و اونم اینه که تمام حرفها و نکاتی رو که گفت تا آخر عمر یادم نمی ره و من اون روز واقعا چیزهایی رو از آنا یاد گرفتم که تا آخر عمرم مدیونشم...اونقدر شخصیت جالب و دوست داشتنی ای داره که هرکسی ببینتش جذبش می شه...هفته ی پیش بهم حرفی رو زد که خیلی کمکم کرد...بهم گفت تو خیلی خوبی!!فقط باید خودت رو باور داشته باشی...هیچ وقت راهنمایی های آنای خوبم رو از یاد نمی برم.... حالا وایسا!!!زبان!!!کلی میایممممممم خونه ات که خسته شی!!(البته با روحیه ای که ازت میشناسم..بعید می دونم هیچ وقت تو از شاگردات خسته بشیماچ!!!!)....دوست دارم استاد خوب و گلم

***********

پی نوشت : قدردانی و نوشتن  درباره بقیه ی استادان خوبم (مهتاب نصیرپور،پیام دهکردی،علی عمرانی و....)در پستهای بعدیلبخند!!!حتما حتما...اونقدر همشون خوب و عزیز برام بودن که باید درباره هرکدوم جداگانه مفصل بنویسم...اما استاد اقبال نژاد فعلا اول بود....ماچ!!!


یک عاشق تئاتر

سوزان هیوارد

تاریخ و محل تولد : 30 ژوئن 1917 ( بروکلین _ آمریکا )(البته در مورد تاریخ تولد که کاملا درست باشه شک دارم!!آخه یک جایی 1919 ثبت شده،جای دیگه 1917!ولی به هرحال ما نوشتیم 1917!) 
تاریخ و محل فوت : 14 مارچ 1975 ( کالیفرنیا _ آمریکا )

زندگی نامه :

وی در بروکلین بدنیا آمد پدرش کارگر حمل نقل بود او در یک خانواده فقیر زندگی میکرد در مدرسه ایی دولتی در بروکلین تحصیل را شروع کرد و دوران دبیرستان خود را در رشته اقتصاد به پایان برد و بعد از این تصمیم گرفت منشی شود اما بعد از مدتی به مدل شدن برای عکاسان روی آورد.
در 1937 و در آغاز جوانی و زیبایی به هالیوود رفت او در هتل هالیوود نقش کوتاهی بدست آورد وی بازی در نقشهای کوتاه را در کنار کارهای دیگر مثل اپراتوری تلفن تا سال 1938 ادامه داد تا اینکه توانست در سال 1939 نقشی در فیلم BEAU GESTE و بعد در سال 1941 در فیلم در میان زنده ها نقشی بدست آورد .

از این به بعد هالیوود او را کشف کرد او درسال 1942 در فیلمی از سیسیل بی دمیل با نامه درو کردن طوفان بازی کرد که این فیلم خوش درخشید .
وی با بازی در فیلم تصادف:داستان یک زن در نقش آنجلیکا ایوانس برای اولین بار نامزد دریافت اسکار شد.
پس از آن تا سال 1955 3 باره دیگر هم نامزد این جایزه شد تا بالاخره در ساله 1958 بخاطر بازی فوق العاده ( واقعا زیبا بود!! ) در فیلم میخواهم زنده بمانم این جایزه را دریافت کرد در سال 1972 آخرین فیلمه دراماتیک خود ردا با نامه انتقام جویان بازی کرد .

وی در سن 56 سالگی پس از 3 سال کشمکش با تومور مغزیش فوت کرد .

نکته ها :

او دو بار ازدواج کرد که همسرانش یکی جس باکر که او هم بازیگر بود ولی ناموفق که سرانجام با جنگی بر سر 2 فرزندش و اقدام به خودکشی در سال 1944 بعد از ده سال این ازدواج به انتها رسید. 
بعد در سال 1957 با یک دامدار به نام فلویدایتان چاکلی ازدواج کرد که بسیار راضی بود ولی چاکلی هم در ساله 1966 بر اثر بیماری فوت شد که این مسئله باعث شد سوزان هیوارد 5 سال سینما را کنار بگذارد.

پزشکان بیماری او را ناشی از رادیو اکتیو موجود در محل فیلمبرداری فیلم فاتح عنوان کرده اند که در یونا فیلمبرداری شد جالب است که تمام بازیگران این فیلم یعنی جان وین اگنس مورهد جان هایت و خود سوزان هیوارد  و کارگردان دیک پاول در اثر سرطان در گذشتند
سه بار در نقش دائم الخمر در فیلمهای تصادف: داستان یک زن وقلب احمقم و فردا گریه خواهم کرد و برای هر سه نامزد دریافت جایزه اسکار شد.


گفته هایی از او :

در دوران کودکی یاد گرفتم که زندگی میدان جنگ است خانواده و همسایه های ما همه فقیر بودند در آن موقع تنها زمانی که میتوانستم از بدبختی زندگی دور شوم در فیلمها بود. در آن زمان بود که تصمیم گرفتم بزرگترین هدفم پول درآوردن باشد و همان موقع بود که به زنی بسیار مصمم تبدیل شدم .

وقتی کسی بمیرد دیگر همه چیز تمام است . بعد از مرگم دیگر کسی مرا بیاد نخواهد آورد ، شاید تنها چند نفر از دوستانم از روی مهربانی از من یاد کنند . در خاطره ها ماندن مهمترین اتفاق نیست مهم کارهایی است که انجام میدهی.

چند فیلم از وی :

هتل هالیوود (1937) با جادوگر ازدواج کردم ( 1942) جک لندن ( 1943) و حالا فردا ( 1944) لحظه از دست رفته ( 1947) برف های کلیمانجارو (1952) باغ شیطان ( 1954) می خواهم زنده بمانم (1958) زمان از دست رفته ( 1963) و ..... 

جوایز :

1948: نامزد جایزه اسکار برای فیلم تصادف : داستان یک زن

1950 : نامزد جایزه اسکار برای فیلم قلب احمقم

1956 : نامزد جایزه اسکار برای فیلم فردا گریه خواهم کرد

1958 : برنده جایزه اسکار برای فیلم میخواهم زنده بمانم

1959 : نامزد گلدن گلاب برای بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم میخوام زنده بمانم

منبع : سوزان هیوارد


یک عاشق تئاتر

آنا مانیانی

anna magnani

 

 

 

 

 

 

 

متفاوت بودن آنا مانیانی با شکل و اندام او شروع می‌شود که هیچ نسبتی با "ستارگان" ندارد. قد و قیافه او بیش از آنکه گیرا، جذاب یا افسون‌کننده باشد، حقیقی است. او بیش از تمام بازیگران هم‌نسل خود به زنان عادی جامعه شبیه است. او به جای جلوه و تلألؤ "ستارگان"، حالتی ساده و اصیل، واقعی و زمینی یا به اصطلاح "خاکی" دارد. جذابیت او نه از ظاهر فیزیکی یا جذبه اروتیک بلکه در درجه اول از جنس احساس و عاطفه است. شاید در سطحی دیگر تنها جولیتا ماسینا با او قابل‌قیاس است.

آنا مانیانی در سینمای اروپا جایگاهی یگانه داشت که با گذشت ۳۵ سال از مرگ او همچنان خالی مانده است.

آنا مانیانی با بازی طبیعی و روان خود یکی از برجسته‌ترین بازیگران زن سینمای بعد از جنگ جهانی دوم بود، که در کنار کسانی مانند سوفیا لورن، ژان مورو، مونیکا ویتی و کلودیا کاردیناله بر پرده سینمای اروپا درخشید. اما او با همه آنها متفاوت بود.

آنا مانیانی هنرپیشه یا ستاره‌ای عادی به معنای متعارف آن نیست، بلکه نمونه اصیل و معتبر زنی واقعی است که مرجع او را نه در آثار ادبی یا سنت‌های هنری بلکه مستقیما در متن جامعه باید جست.

متفاوت بودن آنا مانیانی با شکل و اندام او شروع می‌شود که هیچ نسبتی با "ستارگان" ندارد. قد و قیافه او بیش از آنکه گیرا، جذاب یا افسون‌کننده باشد، حقیقی است. او بیش از تمام بازیگران هم‌نسل خود به زنان عادی جامعه شبیه است. او به جای جلوه و تلألؤ "ستارگان"، حالتی ساده و اصیل، واقعی و زمینی یا به اصطلاح "خاکی" دارد. جذابیت او نه از ظاهر فیزیکی یا جذبه اروتیک بلکه در درجه اول از جنس احساس و عاطفه است. شاید در سطحی دیگر تنها جولیتا ماسینا با او قابل‌قیاس است. 

آنا مانیانی نمونه معتبر زنی ا‌ست از توده مردم، نسخه اصل زنانی بی‌شمار. زنی عادی که می‌تواند معشوقه‌ای پاکباز یا مادری فداکار باشد، که در عین سادگی از یک حس دراماتیک قوی برخوردار است. او مثل بیشتر زنان عادی، نه تنها در بیان عواطف خود محتاط و خویشتن‌دار نیست، بلکه در ابراز و نمایش احساسات گاه تا سانتی‌مانتالیسم نیز پیش می‌رود.

آنا مانیانی تنها با حضور خود هر فیلمی را با عاطفه‌ای قوی و مهارناپذیر سرشار می‌کند. با روشن شدن چهره او بر پرده، تپش عاطفی فیلم خود به خود بالا می‌رود. از خطوط عمیق چهره او، حس و حالی قوی می‌جوشد. حالت‌های موزون سر و گردن، حرکت‌ها و مکث‌های لب و دهان و به ویژه نگاه او حتی یک لحظه از گرما و عاطفه خالی نیست.

دختر مردم

آنا مانیانی در ۷ مارس ۱۹۰۸ در رم به دنیا آمد. پدرش ناشناخته بود و او به عنوان طفلی "نامشروع" بزرگ شد. هنوز کودکی خردسال بود که مادرش، احتمالا در گریز از فقر و بدنامی، او را رها کرد و به اسکندریه (مصر) مهاجرت کرد. آنا در خانه مادربزرگش در محلات بدنام و فقیرنشین رم بزرگ شد.

در نوجوانی به کلاس هنرپیشگی رفت و به رقص و آواز در باشگاه‌های شبانه و بازی در تئاتر پرداخت. تا زمان جنگ جهانی دوم مرتب در صحنه تئاتر و کاباره بازی کرد. بازی در فیلم‌های سینمایی را با ایفای نقش‌های کم اهمیت از سال ۱۹۳۴ شروع کرده بود.

در سال ۱۹۴۱ با ایفای نقشی در فیلم "ترزا ونردی" ساخته ویتوریو دسیکا نشان داد که در نمایش زنان عامی و ساده جامعه از استعدادی فراوان برخوردار است. اما درخشش واقعی او با فیلم "رم شهر بی‌دفاع" ساخته روبرتو روسلینی بود، که یکی از سرفصل‌های سبک نئورئالیسم به شمار می‌رود. آنا مانیانی در این فیلم یکی از زیباترین بازی‌های کل تاریخ سینما را ارائه داد.

آنا مانیانی در فیلم "رم شهر بی‌دفاع" (مثل خود شهر) زنی ساده و معصوم اما با شخصیتی قوی و عواطف توفانی است. با این که فیلم در ستایش مقاومت مردم در برابر فاشیسم ساخته شده، اما در زن هیچ چیز قهرمانی یا متعالی نیست. او ساده‌تر و طبیعی‌تر از آن است که به عرصه آگاهی اجتماعی یا فعالیت سیاسی نزدیک شده باشد. بیوه‌زنی عاشق است که دلبر خود را با تمام وجود دوست دارد و به خاطر او، که در جنبش مقاومت فعال است، با تمام احساسات خود وارد میدان مبارزه می‌شود و دست به خطر می‌زند. 

در صحنه‌ای که او در خیابان ضجه می‌کشد، به گفته پیر پائولو پازولینی، کارگردان ایتالیایی تماشاگر احساس می‌کند که تمام ایتالیا با این زن مویه سر داده است.

آنا مانیانی پس از فیلم "رم شهر بی‌دفاع" در فیلم‌های بسیاری بازی کرد و در آثار برخی از سینماگران بزرگ ظاهر شد: برای لوکینو ویسکونتی در فیلم بلیسیما (زیبارو) محصول ۱۹۵۱ و نقشی فوق‌العاده در یکی از اپیزودهای فیلم "ما زنان" محصول سال ۱۹۵۳ ، و برای ژان رنوار در فیلم "کالسکه طلایی" محصول ۱۹۵۲.

آنا مانیانی در سال ۱۹۶۱ در فیلم "ماماروما" بار دیگر با تکیه به سنت نئورئالیسم، تصویری معتبر و اصیل از زنان ساده و رنجبر جامعه ارائه داد. با اینکه پازولینی از بازی او در این فیلم خرسند نبود، اما ماماروما جدا از خواست و اراده کارگردان فیلم، به مثابه یکی از بدیع‌ترین و زنده‌ترین چهره‌ها در تاریخ سینمای مدرن باقی ماند.

آنا مانیانی در سال ۱۹۵۳ به هالیوود رفت و در فیلم‌های بسیاری نقش ایفا کرد. اما این موفقیت تنها می‌توانست موفقیتی محدود باشد. در هالیوود نظام ستاره‌ها برقرار بود و هنر او از بنیاد با جلوه و جلال دنیای ستاره‌ها بیگانه بود. از سوی دیگر رمز قدرت بازیگری او در ارائه "واقعیت" بود. هالیوود بنیاد کار خود را بر پایه "رؤیا سازی" قرار داده بود، که در آن واقعیت خریداری نداشت. تماشاگر هالیوود عادت کرده بود سیمای خود را در تجلی بت‌واره‌ها و پریچه‌های رؤیایی ببیند، نه زنی عادی که امثال او در کوچه و برزن فراوان است.

آنا مانیانی نخستین هنرپیشه اروپایی بود که در سال ۱۹۵۵ به خاطر بازی در فیلم "خال گل رز" ساخته دانیل مان جایزه اسکار گرفت. معمولا فیلم "باد وحشی است" (۱۹۵۷) ساخته جورج کیوکر را بهترین فیلم آمریکایی او می‌دانند.

فیلم راز "سانتا ویتوریا" محصول ۱۹۶۹ به کارگردانی استنلی کریمر که در آن با آنتونی کوئین همبازی شده، آخرین فیلم مهم آنا مانیانی است. 

آخرین کار سینمایی او نقشی کوتاه اما بسیار زیبا و دلنشین در فیلم "رم" ساخته فدریکو فلینی به سال ۱۹۷۲ است. فلینی که قصد دارد فیلمی در ستایش از "شهر ابدی" بسازد، طبعا به سراغ آنا مانیانی می‌رود که نام او از رم جدایی‌ناپذیر است. فلینی به در خانه او می‌رود و قصد دارد هنرپیشه محبوب را چند لحظه بیشتر نگه دارد و چهره او را کمی بیشتر نشان دهد، اما زن خسته و خواب‌آلود است و حوصله گفتگو ندارد. و این را به ما هم می‌گوید، اما چیزی که به ما نمی‌گوید اما خودش خوب می‌داند، این است که او سخت مریض است و می‌داند که سرطان مهلت زیادی نمی‌دهد.

آنا مانیانی در ۲۰ سپتامبر ۱۹۷۳ در رم درگذشت.

منبع : آنا مانیانی


یک عاشق تئاتر